|
سها
دلم به وسعت همه دلهای غریب گرفته است.ابرهای بی کسی ام هوس گریستن دارند.از آسمان چشمانم ستاره ستاره اشک بر دامان غربتم فرو می ریزد.
احساسم دشت ترک خورده را می ماند..تفتیده و تشنه یک سینه باران مهربانی!
من امشب یک پروانه سوخته پرم..یک کبوتر دل شکسته....
مثل شمعدانیهای کنار تاقچه منتظر بارش شبنمهای امیدم
و مثل گلهای ناز باغچه منتظر رویش دوباره خورشید در مشرق نگاه پژمرده ام!
می دانم کسی صدای دلم را نخواهد شنید.....دلی که به یک تار شکسته می ماند:محزون و بیصدا.........
سالهاست منتظر دستان سحرآمیزی هستم که بیاید و شور زندگی را با این تار شکسته بنوازد......................
|